بازاریابی دیجیتال دیگر فقط تبلیغ در شبکههای اجتماعی نیست؛ بازاریابی امروز یک تجربه چندلایه است که داستان برند را در ذهن مخاطب مینشاند. برندها با استفاده از داستانسرایی، فناوریهای نو و مشارکت کاربران، پیام خود را به حرکتی فرهنگی تبدیل میکنند. آنچه برندها را متمایز میکند، طراحی کمپینهای دیجیتال مارکتینگ است که بتوانند مخاطب را درگیر یک تجربه واقعی کنند. یک کمپین بازاریابی موفق، داستان دارد، هدف دارد و مهمتر از همه، نتیجه قابللمس ایجاد میکند.
در ادامه، مجموعهای از نمونه کمپین دیجیتال مارکتینگ در ایران و جهان را بررسی میکنیم؛ کمپینهایی که با ترکیب خلاقیت، داده و درک درست از رفتار مخاطب به نتایج قابلتوجهی رسیدهاند. هر مثال هدف، ویژگیها و نتایج خود را دارد و در پایان توضیح میدهیم که چگونه این تجربه میتواند الهامبخش کسبوکارها باشد.
نمونههایی از کمپینهای دیجیتال مارکتینگ در دنیا
کمپینهای جهانی موفق معمولاً مرز میان تبلیغات و تجربه کاربر را از میان برمیدارند. در این بخش، چند مورد از کمپینهای دیجیتال مارکتینگ در دنیا را مرور میکنیم که هرکدام بهنوعی استانداردهای این حوزه را جابهجا کردهاند.
برند CeraVe – مایکل سراوی

هدف کمپین
برند مراقبت پوستی CeraVe در بازار اشباعشدهٔ لوازم بهداشتی میخواست توجه نسل جدید مخاطبان را به خود جلب کند و بازتعریفی از تصویر برند خود ارائه دهد. این برند میخواست به جای یک کمپین تبلیغاتی مستقیم، با روایتی متفاوت دیده شود.
ویژگیهای کمپین
این کمپین که در زمستان ۲۰۲۴ اجرا شد، یک داستان چهار هفتهای ساخت که در آن وانمود میشد بازیگر مایکل سرا سازندهٔ CeraVe است. صدها اینفلوئنسر، عکسهایی از سرا با بستههای کرم منتشر کردند و در پادکستها و ویدئوها مکرر اشارههایی به او شد. روایت با یک تبلیغ کوتاه در مسابقه «سوپر بول» به اوج رسید و در آنجا حقیقت با طنزی دلپذیر آشکار شد.
استفاده از طنز، داستانسرایی چندمرحلهای و بازی با ذهن مخاطب، این کمپین را به یکی از خلاقانهترین نمونههای کمپین بازاریابی تبدیل کرد. برند بهجای تبلیغ محصول، یک روایت ساخت که کاربران را وارد گفتوگو کرد.
نتایج کمپین
این کمپین بازاریابی توانست توجه گستردهای در شبکههای اجتماعی ایجاد کند، میزان جستوجوی برند را افزایش دهد و فروش را بهصورت ملموس تحت تأثیر قرار دهد.
کمپین بیش از ۳۲ میلیارد برداشت رسانهای و بیش از دو هزار مطلب خبری ایجاد کرد، سهم صدای شماره ۱ در زمان پخش سوپر بول را به دست آورد و فروش مرطوبکنندههای CeraVe را به رکوردی بیسابقه رساند. رشد جامعه مخاطبان از هدف اولیه گذر کرد و این برند به موضوع گفتوگوی فرهنگی تبدیل شد.
این کمپین CeraVe چه درسی داشت؟
ترکیب داستانسرایی و بازی با واقعیت نشان داد که چگونه یک ایده ساده میتواند فضای شبکههای اجتماعی را تسخیر کند. کسبوکارهایی که میخواهند با مخاطبان جوان ارتباط برقرار کنند، میتوانند از روایتهای خلاقانه و طنزآمیز الهام بگیرند.
برند Uniqlo – کشف (Uncover)

هدف کمپین
برند پوشاک Uniqlo قصد داشت علاوه بر معرفی فناوری HEATTECH، ریزهکاریهای محصولاتش را به روشی جذاب به مخاطبان نشان دهد و در نهایت ترافیک بیشتری را برای فروشگاههای فیزیکی و آنلاینش ایجاد کند.
هدف Uniqlo معرفی ویژگیهای پنهان محصولات و ایجاد تعامل فعال با مخاطبان بود؛ نه صرفاً نمایش یک پیام تبلیغاتی.
ویژگیهای کمپین
این کمپین دیجیتال مارکتینگ با ترکیب فضای آنلاین و آفلاین، مخاطب را وارد یک بازی تعاملی کرد. استفاده از تکنولوژی، عنصر کشف و پاداش، تجربهای فراتر از یک کمپین بازاریابی معمولی ساخت.
یونیکلو در بیش از صد نقطه پرتردد استرالیا بیلبوردهای دیجیتال نصب کرد که کدهای سریعی با سرعت ۲۰ فریم بر ثانیه نمایش میدادند. رهگذران میتوانستند از صفحه عکس بگیرند، کد را در سایت کمپین وارد کنند و پس از دریافت اطلاعات، یک تیشرت رایگان یا کد تخفیف بگیرند. ویدئوهای توضیحی در یوتیوب و فیسبوک، داستان محصول را روایت میکرد و افراد به اشتراکگذاری تجربهشان تشویق میشدند.
نتایج کمپین
ویدئوها بیش از ۱٫۳ میلیون بازدید گرفتند، بیش از ۲۵ هزار نفر در خبرنامه ثبتنام کردند و کمپین ۴ میلیون ریچ داشت که منجر به جذب ۳۵ هزار مشتری جدید شد. مشتریان ضمن آشنایی با مزایای HEATTECH، مسیری جذاب و بازیگونهای را تجربه کردند.
این کمپین Uniqlo چه درسی داشت؟
اتصال دنیای آفلاین (بیلبورد) و آنلاین (سایت و شبکههای اجتماعی) میتواند آگاهی از برند و فروش را همزمان افزایش دهد. برای کسبوکارهایی که محصولی با ویژگیهای پنهان دارند، چنین راهکاری الهامبخش است.
برند American Express – انجمن OPEN

هدف کمپین
ارائه پشتیبانی آموزشی به کسبوکارهای کوچک و تقویت وفاداری آنها به برند. این پروژه که از سال ۲۰۰۷ آغاز شد، نمونهای از کمپین محتوایی دائمی است.
ویژگیهای کمپین
American Express یک پلتفرم آنلاین ایجاد کرد که مقالات آموزشی، میزگردهای کارشناسی و تجربههای مهمان را منتشر میکند. کاربران میتوانستند پرسشهای خود را مطرح کنند، در جامعه کارآفرینان مشارکت کنند و محتوای قابلاعتماد دریافت کنند. این کمپین برخلاف تبلیغات کوتاهمدت، با تمرکز بر ارزش افزوده واقعی و ایجاد اجتماع فعال طراحی شد.
نتایج کمپین
OPEN Forum به یکی از منابع اصلی تولید سرنخ برای American Express تبدیل شد و جایگاه شرکت را بهعنوان حامی کسبوکارهای کوچک تثبیت کرد. این پلتفرم همچنان ترافیک مداوم و اعتبار اجتماعی برای برند ایجاد میکند.
این کمپین American Express چه درسی داشت؟
تولید محتوای ارزشمند و ایجاد جامعه وفادار میتواند راهکاری ماندگار برای برندهای خدماتی باشد. کسبوکارهایی که بهدنبال اعتمادسازی بلندمدت هستند، میتوانند از این مدل بهره ببرند.
برند Slack – دیوار عشق (Wall of Love)

هدف کمپین
تقویت اعتماد مشتریان، تبدیل کاربران به مبلغان و رشد ارگانیک از طریق قدرت توصیه دهانبهدهان.
ویژگیهای کمپین
اسلک به جای تولید تبلیغات پر زرقوبرق، واکنشهای واقعی کاربران را به نمایش گذاشت. این شرکت در حساب خود در شبکههای اجتماعی پستهای مثبت کاربران را بازنشر کرد و یک «دیوار عشق» مجازی از بازخوردهای اصیل ساخت. طراحی ساده کمپین، تأکید بر اصالت و مشارکت کاربران و استفاده از محتوای تولیدشده توسط کاربران از شاخصههای این کمپین بود.
نتایج کمپین
با تبدیل کاربران راضی به سخنگویان برند، اسلک توانست جامعهای پرشور بسازد، اعتماد عمومی را افزایش دهد و رشد سریع کاربرانش را تثبیت کند. این کمپین نشان داد که برند میتواند بدون هزینه بالا از صدای مشتریان برای گسترش خود بهره ببرد.
این کمپین اسلک چه درسی داشت؟
درسی که این کمپین بازاریابی برای دیگر برندها داشت این بود که تکیه بر محتوای کاربران و نمایش بازخورد واقعی آنها میتواند برای هر محصول نرمافزاری یا سرویس دیجیتال کارآمد باشد، بهویژه وقتی که بودجه تبلیغاتی محدود است.
برند Dove – صورت ده ساله (The Face of 10)

هدف کمپین
آگاهیبخشی درباره افزایش استفاده دختران کمسن از محصولات ضدپیری و دفاع از زیبایی طبیعی کودکان.
ویژگیهای کمپین
در این نمونه کمپین دیجیتال مارکتینگ، برند داو با نصب نمایشگرهای دیجیتال خارج از فروشگاهها، نمایش ویدئوهای تأثیرگذار و همکاری با اینفلوئنسرها، والدین را در نقطه خرید به چالش کشید. محتوای آنلاین به منابع آموزشی رایگان و مشاوره با متخصصان پوست لینک میداد و از والدین میخواست تا به کودکان اجازه دهند زیبایی طبیعی خود را حفظ کنند.
نتایج کمپین
این کمپین بهعنوان یکی از بهترین نمونههای کمپین دیجیتال مارکتینگ با ۹۹ درصد احساس مثبت در گفتوگوهای آنلاین و بیش از ۱٫۵ میلیون بازدید ارگانیک اثر قابلتوجهی داشت. جستوجوهای مرتبط با مراقبت از پوست برای کودکان بیش از ۲۰۹ درصد افزایش یافت و موضوع به بحث جهانی تبدیل شد. کمپین جوایز متعددی دریافت کرد.
این کمپین داو چه درسی داشت؟
این کمپین تبلیغاتی نشان داد پرداختن به مسائل اجتماعی و فرهنگی میتواند اعتماد مخاطبان را جلب کند و برند را بهعنوان حامی ارزشها معرفی کند. برای شرکتهایی که به مسئولیت اجتماعی اهمیت میدهند، این نمونه الهامبخش است.
برند Orange France – آبیها (Les Bleues)

هدف کمپین
حمایت از تیم ملی فوتبال زنان فرانسه و به چالش کشیدن تصور رایج درباره ارزش کمتر ورزش زنان.
ویژگیهای کمپین
تبلیغ ویدئویی این کمپین ابتدا بهصورت یک هایلایت جذاب از گلهای مشهور تیم ملی مردان فرانسه ظاهر میشود. سپس با استفاده از فناوری دیپفیک آشکار میکند که تصاویر در واقع متعلق به تیم زنان است و تنها چهره بازیکنان زن با مردان جایگزین شده بود. این تکنیک مخاطب را وادار میکند باورهای ناخودآگاه خود را درباره ورزش زنان بازنگری کند.
نتایج کمپین
ویدئو به سرعت در سراسر جهان وایرال شد و بحثهای زیادی درباره نابرابری جنسیتی و کاربردهای اخلاقی هوش مصنوعی به راه انداخت. گرچه اعداد فروش برای این کمپین مطرح نبود، اما توجه جهانی و پوشش رسانهای قابلتوجهی ایجاد کرد.
این کمپین Orange France چه درسی داشت؟
روایت غیرمنتظره و استفاده خلاقانه از فناوری میتواند پیامهای اجتماعی را برجسته کند. برندهایی که میخواهند آگاهی اجتماعی ایجاد کنند، میتوانند از این تکنیک بهره ببرند.
برند Heineken – تلفن کسلکننده (The Boring Phone)

هدف کمپین
تشویق مردم به رها کردن تلفنهای هوشمند در دورهمیها و بازگرداندن ارتباط رو در رو، همسو با وعده برند برای ایجاد لحظات جمعی.
ویژگیهای کمپین
هاینکن با همکاری نوکیا و برند مد Bodega یک گوشی تاشو شفاف تولید کرد که فقط قابلیت تماس و پیامک داشت. این محصول در هفته طراحی میلان رونمایی شد و همراه با آن برنامهای به نام Boring Mode ارائه شد که روی هر گوشی هوشمند نصب میشد و برنامههای مزاحم را موقتاً غیرفعال میکرد. محدود بودن تعداد گوشیها و طراحی خاص آن توجه زیادی جلب کرد.
نتایج کمپین
برای این کمپین تبلیغاتی تنها ۵ هزار عدد گوشی تولید شد اما ۷۰ هزار نفر برای خرید آن ثبتنام کردند. این کمپین بیش از ۹٫۵ میلیارد برداشت و بیش از ۲ هزار خبر رسانهای به دست آورد و نشان داد که یک محصول فیزیکی چگونه میتواند پیام تبلیغاتی را تقویت کند.
این کمپین Heineken چه درسی داشت؟
ایجاد محصول یا تجربهای ملموس برای انتقال پیام برند، میتواند راهکاری نوآورانه باشد. این مدل برای برندهای سبک زندگی و فرهنگی که میخواهند ارزشهای خود را در تجربه واقعی به نمایش بگذارند، قابل استفاده است.
برند سامسونگ – Flipvertising

هدف کمپین
معرفی گوشی تاشوی Galaxy Z Flip 7 و جذب نسل جوان با تجربهای منحصر بهفرد.
ویژگیهای کمپین
سامسونگ از بیلبوردهای تعاملی مجهز به واقعیت افزوده استفاده کرد. مخاطبان با اسکن یک کد QR، تصویر محیط خود را به فضای تبلیغاتی شخصی تبدیل میکردند و میتوانستند گوشی را در شرایط مختلف امتحان کنند. این کمپین در شهرهای بزرگ و فضای آنلاین اجرا شد و کاربران امکان سفارشیسازی تجربه خود را داشتند.
نتایج کمپین
در سه ماه نخست سال ۲۰۲۵، کمپین بیش از ۵۰ میلیون تعامل آنلاین ثبت کرد و بازخورد مثبت فراوانی دریافت کرد.
این کمپین سامسونگ چه درسی داشت؟
این یکی از کمپینهای دیجیتال مارکتینگ در دنیا بود که نشان داد استفاده از واقعیت افزوده برای ترکیب دنیای فیزیکی و دیجیتال میتواند به جلب نسلهای جوان کمک کند. برندهایی که محصول تکنولوژیک ارائه میدهند، با این روش میتوانند تجربهای شخصی و سرگرمکننده بسازند.
کمپینهای برتر ایرانی
دیجیکالا – «لبخند آبی آسمان»

هدف کمپین
تشویق مردم به خرید آنلاین در روز هوای پاک، کاهش استفاده از خودرو و افزایش تعامل کاربران با برند.
ویژگیهای کمپین
این کمپین در روز هوای پاک با شعار «هوای پاک با خرید اینترنتی» اجرا شد. کاربران با خرید و دعوت از دوستان امتیاز میگرفتند و میتوانستند در قرعهکشی شرکت کنند. فضای رقابتی و بازیگونه باعث شد کاربران در شبکههای اجتماعی محتوا را به اشتراک بگذارند.
نتایج کمپین
علاوه بر رشد تعداد خریدهای آنلاین، تعامل کاربران با اپلیکیشن و شبکههای اجتماعی افزایش یافت. دیجیکالا توانست پیام زیستمحیطی خود را در قالب تجربهای جذاب منتقل کند.
این کمپین دیجیکالا چه درسی داشت؟
ترکیب انگیزههای رقابتی و پیامهای اجتماعی میتواند مخاطبان را به مشارکت فعال و خرید تشویق کند. این الگو برای کسبوکارهایی که در مناسبتهای خاص قصد برگزاری کمپین دارند، مناسب است.
اسنپ – کمپین «اسنپ جوابه»

هدف کمپین
تثبیت جایگاه اسنپ بهعنوان پاسخگو به نیازهای روزمره مردم و جذب کاربران جدید.
ویژگیهای کمپین
این کمپین همزمان در تلویزیون، رادیو، بیلبوردها و شبکههای اجتماعی اجرا شد. با شعار «اسنپ جوابه» به مخاطبان نشان داد که میتوانند برای هر نیاز به اسنپ مراجعه کنند. ارائه تخفیفها و جوایز، کاربران جدید را به ثبتنام ترغیب کرد و از اینفلوئنسرها برای ترویج پیام استفاده شد.
نتایج کمپین
تعداد کاربران اسنپ و استفاده از سرویسهای مختلف آن بهطور چشمگیری افزایش یافت. کمپین همچنین در تثبیت تصویر برند بهعنوان سرویس همهکاره موفق بود.
این کمپین اسنپ چه درسی داشت؟
ترکیب چند رسانه و ارائه پیشنهادهای ملموس میتواند برند را در ذهن مخاطب حک کند. شرکتهایی که خدمات متنوعی ارائه میدهند، میتوانند با پیام واحد و پاداش مخاطبان را جذب کنند.
بانک ملی ایران – «رمزت رو فریاد بزن»

هدف کمپین
معرفی اپلیکیشن تولید رمز پویا و افزایش آگاهی مردم درباره امنیت تراکنشهای بانکی.
ویژگیهای کمپین
در این نمونه کمپین بازاریابی بهطور طنزآمیز از مشتریان دعوت میشد رمز کارت خود را بلند بگویند تا نشان دهند استفاده از رمز پویا چقدر امن است. ویدئوهای خلاقانه و شوخی با یک موضوع جدی باعث شد پیام بهسرعت پخش شود. تبلیغات در فضای آنلاین و رسانههای سنتی بهصورت همزمان اجرا شد.
نتایج کمپین
تعداد نصب و استفاده از اپلیکیشن بهطور قابلتوجهی افزایش یافت و بحث درباره امنیت تراکنشها در جامعه مطرح شد. خلاقیت این کمپین توجه رسانهها را جلب کرد.
این کمپین بانک ملی ایران چه درسی داشت؟
استفاده از طنز برای مطرح کردن پیام جدی میتواند توجه مخاطب را جلب کند و ترس او را کاهش دهد. برندهایی که خدمات مالی یا فنی ارائه میدهند، میتوانند از این روش برای آموزش کاربران استفاده کنند.
رنو ایران – کمپین «مسیر نو»

هدف کمپین
بهبود تصویر برند و تغییر رفتار رانندگان برای کاهش استرس ترافیک.
ویژگیهای کمپین
رنو با همکاری بازیگر اشکان خطیبی پیام میداد که ترافیک را به فرصت تبدیل کنیم؛ مثلاً هنگام رانندگی به کتاب صوتی یا پادکست گوش دهیم. این کمپین از ویدئوهای آموزشی، محتوای فرهنگی و حضور در شبکههای اجتماعی بهره میبرد.
نتایج کمپین
کمپین حدود ۲۰ میلیون برداشت و ۵٫۸ میلیون دسترسی ایجاد کرد و ویدئوهای آن ۱٫۴ میلیون بازدید داشتند. این کارزار بهعنوان نمونهای از بازاریابی تجربهمحور شناخته شد.
این کمپین رنو ایران چه درسی داشت؟
تمرکز بر تغییر رفتار و ارائه راهحلهای عملی میتواند به ارتقای برند و ارتباط عمیقتر با مخاطب کمک کند. کسبوکارهایی که میخواهند بر سبک زندگی تأثیر بگذارند، میتوانند چنین محتوایی تولید کنند.
بهترین نمونه کمپینهای دیجیتال مارکتینگ؛ چراغ راه مسیر بازاریابی دیجیتال شما
بررسی این کمپینها نشان میدهد که موفقیت در دیجیتال مارکتینگ از ترکیب چند عامل به دست میآید:
- نوآوری تکنولوژیک: استفاده از واقعیت افزوده، هولوگرام یا حتی گوشی ساده نوستالژیک میتواند تجربهای جدید خلق کند.
- داستانسرایی و احساسات: روایتهای انسانی و پیامهای اجتماعی باعث میشود کمپینها در ذهن بمانند و بهسرعت منتشر شوند.
- تعامل با مخاطب: کمپینهایی که کاربران را به مشارکت دعوت میکنند، چه با بازی و پاداش و چه با دعوت به اشتراکگذاری تجربه، نتایج بهتری دارند.
- ارزش و پایداری: ارائه محتوای مفید، توجه به محیط زیست و حمایت از موضوعات اجتماعی، اعتماد و وفاداری ایجاد میکند.
کسبوکارها در ایران میتوانند با الهام از این نمونهها، کمپینهایی طراحی کنند که همزمان خلاق، تعاملی و دارای پیام مشخص باشند. مهمتر از همه، شناخت دقیق مخاطب و نیازهای او است که به یک کمپین جان میدهد.



