عمومی

اتوماسیون فروش چیست؟ راهنمای کامل + ابزارها

پانته آ 7 شهریور 1405 12 دقیقه مطالعه
اتوماسیون فروش چیست؟ راهنمای کامل + ابزارها

اتوماسیون فروش یا Sales Automation به کسب‌وکارها کمک می‌کند بخش بزرگی از فعالیت‌های تکراری در فرآیند فروش را به‌صورت خودکار انجام دهند؛ از ثبت و دسته‌بندی سرنخ‌ها گرفته تا پیگیری مشتری، ارسال پیام، به‌روزرسانی اطلاعات و اندازه‌گیری عملکرد تیم فروش.

هدف اتوماسیون این نیست که نیروی فروش را با نرم‌افزار جایگزین کند. برعکس، قرار است زمان تیم فروش را از کارهایی مثل واردکردن اطلاعات، ارسال پیام‌های تکراری و پیگیری دستی آزاد کند تا افراد بتوانند روی مذاکره، شناخت نیاز مشتری و بستن قرارداد تمرکز بیشتری داشته باشند.

در کسب‌وکارهایی که روزانه با صدها یا هزاران کاربر، سرنخ و مشتری سروکار دارند، سیستم‌سازی فروش دیگر صرفاً یک مزیت نیست. بدون فرآیند مشخص، بخشی از سرنخ‌ها فراموش می‌شوند، پاسخ‌گویی با تأخیر انجام می‌شود و فرصت‌هایی که می‌توانستند به فروش تبدیل شوند از بین می‌روند.

اتوماسیون فروش چیست؟

اتوماسیون فروش مجموعه‌ای از ابزارها، فرآیندها و قوانین است که انجام فعالیت‌های تکراری در مسیر فروش را به نرم‌افزار واگذار می‌کند. در این روش، یک رویداد یا رفتار مشخص می‌تواند به‌صورت خودکار اقدام بعدی را فعال کند.

برای مثال، فرض کنید کاربری فرم درخواست مشاوره را در وب‌سایت تکمیل می‌کند. در یک فرآیند سنتی، اطلاعات او باید به‌صورت دستی بررسی شود، به یکی از کارشناسان فروش اختصاص پیدا کند و سپس کارشناس با او تماس بگیرد.

در یک سیستم اتوماسیون فرآیند فروش، ثبت فرم می‌تواند به‌صورت خودکار باعث ثبت Lead، دسته‌بندی آن، ارسال اطلاعات به تیم مربوط، ایجاد تسک پیگیری و حتی ارسال یک پیام اولیه برای مشتری شود.

یا در یک فروشگاه آنلاین، کاربری که چند بار یک محصول را بررسی کرده اما خرید نکرده است، می‌تواند وارد یک سگمنت مشخص شود و بر اساس رفتارش یک Journey متفاوت دریافت کند.

بنابراین اتومیشن فروش را می‌توان نوعی سیستم‌سازی برای ایجاد یک مسیر مشخص از ورود سرنخ تا تبدیل او به مشتری دانست.

تفاوت اتوماسیون فروش با CRM و اتوماسیون بازاریابی

CRM، اتوماسیون فروش و اتوماسیون بازاریابی به یکدیگر نزدیک‌اند، اما یک مفهوم واحد نیستند. بسیاری از کسب‌وکارها زمانی بهترین نتیجه را می‌گیرند که این سه بخش بتوانند داده‌های خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند.

مفهوموظیفه اصلینمونه کاربرد
CRMذخیره و مدیریت اطلاعات مشتری و فرصت‌های فروشثبت سوابق تماس، وضعیت قرارداد و اطلاعات مشتری
اتوماسیون فروشخودکارسازی فعالیت‌های تکراری فرآیند فروشتخصیص Lead، پیگیری، یادآوری و تغییر وضعیت سرنخ
اتوماسیون بازاریابیخودکارسازی ارتباطات بازاریابی بر اساس داده و رفتارسگمنت‌بندی، Journey، ایمیل، SMS و پیام‌های رفتاری

یک CRM معمولاً نقش پایگاه مرکزی اطلاعات مشتری و فرصت‌های فروش را دارد. اما داشتن CRM به‌تنهایی به این معنی نیست که فرآیند فروش خودکار شده است.

اتوماسیون بازاریابی نیز معمولاً بخش بالاتر و بعدی قیف را پوشش می‌دهد؛ یعنی کمک می‌کند مخاطب مناسب شناسایی شود، پیام مرتبط دریافت کند و در زمان مناسب به سمت خرید یا اقدام موردنظر حرکت کند.

برای مثال، یک پلتفرم مارکتینگ اتومیشن مانند زبلاین می‌تواند کاربران را بر اساس رفتار و ویژگی‌هایشان سگمنت‌بندی کند و Journeyهای مختلفی برای آن‌ها ایجاد کند. سپس داده حاصل از این تعاملات می‌تواند در کنار CRM و فرآیند فروش قرار بگیرد تا تیم فروش تصویر کامل‌تری از هر مشتری داشته باشد.

چرا به اتوماسیون فروش نیاز دارید؟

هرچه تعداد مشتریان و سرنخ‌ها بیشتر شود، مدیریت دستی فرآیند فروش دشوارتر می‌شود. مشکل فقط حجم کار نیست؛ بلکه احتمال خطای انسانی نیز افزایش پیدا می‌کند.

ممکن است یک Lead مهم به‌موقع پیگیری نشود، اطلاعات مشتری در چند فایل مختلف قرار داشته باشد، کارشناسان فروش روش‌های متفاوتی برای پیگیری داشته باشند یا مدیر فروش نتواند دقیقاً مشخص کند کدام مرحله از قیف فروش بیشترین ریزش را دارد.

خودکارسازی فروش این مشکلات را با ایجاد فرآیندهای مشخص و قابل‌اندازه‌گیری کاهش می‌دهد.

یکی از مهم‌ترین مزایای آن، کاهش زمان پاسخ‌گویی به Lead است. اگر کاربری علاقه خود را به یک محصول نشان داده باشد، فاصله چند دقیقه تا چند ساعت در برقراری ارتباط می‌تواند روی احتمال تبدیل او اثر بگذارد.

مزیت دیگر، ایجاد نظم در Follow-up است. سیستم می‌تواند مشخص کند اگر یک مشتری بعد از تماس اول اقدامی نکرد، چه زمانی پیگیری بعدی انجام شود و چه اتفاقی در صورت عدم پاسخ رخ دهد.

در نتیجه مدیر فروش به‌جای اتکا به حافظه و روش شخصی هر کارشناس، یک فرآیند استاندارد و قابل‌کنترل خواهد داشت.

مزایا و معایب اتوماسیون فروش

مزایای اتوماسیون بازاریابی فقط به کاهش کارهای دستی محدود نمی‌شود. در صورت طراحی صحیح، این سیستم می‌تواند تجربه مشتری را نیز بهبود دهد.

مزیتتأثیر روی کسب‌وکار
کاهش فعالیت‌های دستیزمان بیشتر تیم برای مذاکره و فروش
پیگیری منظم سرنخ‌هاکاهش احتمال از دست رفتن Lead
پاسخ‌گویی سریع‌تربهبود تجربه مشتری
استانداردسازی فرآیندکاهش وابستگی به روش شخصی کارشناسان
دسترسی به داده دقیق‌ترتصمیم‌گیری بهتر مدیر فروش
مقیاس‌پذیریمدیریت تعداد بیشتری مشتری بدون افزایش متناسب حجم کار
شخصی‌سازی ارتباطافزایش ارتباط مرتبط با هر سگمنت

البته اتوماسیون فروش در صورت اجرای نادرست می‌تواند مشکلاتی نیز ایجاد کند.

برای مثال، خودکارسازی بیش از حد ممکن است ارتباط با مشتری را مصنوعی کند. اگر تمام مشتریان بدون توجه به شرایطشان وارد یک سناریوی مشابه شوند، اتوماسیون به‌جای بهبود تجربه، می‌تواند باعث ارسال پیام‌های نامرتبط شود.

کیفیت داده نیز بسیار مهم است. هیچ سیستم اتوماسیونی نمی‌تواند داده ناقص یا اشتباه را اصلاح کند. اگر اطلاعات مشتری به‌درستی ثبت نشود، خروجی سیستم نیز قابل اعتماد نخواهد بود.

بنابراین بهترین مدل، ترکیب اتوماسیون + تصمیم‌گیری انسانی است.

اجزای اصلی یک سیستم اتوماسیون فروش

یک سیستم کامل اتوماسیون فروش از چند بخش تشکیل می‌شود که در کنار یکدیگر مسیر مشتری را از ورود تا خرید مدیریت می‌کنند.

جمع‌آوری و یکپارچه‌سازی داده‌ها

اولین مرحله، ثبت درست داده است. اطلاعات می‌تواند از فرم سایت، اپلیکیشن، کمپین تبلیغاتی، فروشگاه آنلاین، تماس با تیم فروش یا سایر نقاط تماس وارد سیستم شود.

اگر این داده‌ها در چند ابزار جداگانه نگهداری شوند، ایجاد دید یکپارچه از مشتری دشوار خواهد بود.

دسته‌بندی و امتیازدهی به سرنخ‌ها

همه Leadها ارزش یکسانی ندارند. بعضی از کاربران فقط در حال بررسی هستند، در حالی که برخی دیگر چند رفتار نشان داده‌اند که احتمال خرید آن‌ها را بیشتر می‌کند.

Lead Scoring کمک می‌کند سرنخ‌ها بر اساس معیارهایی مثل رفتار، تعامل، اطلاعات دموگرافیک یا سابقه خرید اولویت‌بندی شوند.

تخصیص خودکار Lead

در سازمان‌هایی که چند کارشناس یا تیم فروش دارند، سرنخ‌ها می‌توانند بر اساس منطقه، محصول، ارزش Lead یا سایر قوانین به فرد مناسب اختصاص داده شوند.

این کار علاوه بر افزایش سرعت پاسخ، توزیع کار بین اعضای تیم را منظم‌تر می‌کند.

Follow-up و یادآوری

بخش مهمی از فروش در پیگیری اتفاق می‌افتد. سیستم اتوماسیون می‌تواند برای تماس بعدی تسک ایجاد کند یا بر اساس رفتار مشتری، سناریوی مناسب را فعال کند.

برای مثال، مشتری‌ای که بعد از دریافت پیشنهاد قیمت چند روز واکنشی نداشته است، می‌تواند وارد مسیر متفاوتی از مشتری‌ای شود که دوباره به صفحه محصول برگشته است.

ارتباط چندکاناله

مشتریان همیشه از یک کانال استفاده نمی‌کنند. بخشی از ارتباط ممکن است از طریق ایمیل انجام شود، بخشی با SMS و بخشی در وب‌سایت.

یک سیستم مناسب باید بتواند این نقاط تماس را تا حد امکان در یک مسیر هماهنگ قرار دهد.

زبلاین برای مثال امکان ساخت Journey و ارتباط با سگمنت‌های مختلف مشتری از طریق کانال‌های مختلف را فراهم می‌کند و می‌تواند در سناریوهایی مثل فعال‌سازی مشتری، بازگشت کاربران غیرفعال و افزایش خرید تکراری مورد استفاده قرار گیرد.

گزارش‌گیری و تحلیل قیف فروش

اتوماسیون بدون اندازه‌گیری کامل نیست. مدیر باید بتواند بفهمد کاربران در کدام بخش قیف متوقف می‌شوند، چه درصدی از Leadها تبدیل می‌شوند و کدام سناریوها نتیجه بهتری دارند.

این داده‌ها به مرور برای اصلاح فرآیند و افزایش نرخ تبدیل استفاده می‌شوند.

مراحل گام‌به‌گام پیاده‌سازی اتوماسیون فروش در کسب‌وکار ایرانی

راه‌اندازی نرم افزار اتوماسیون فروش نباید با خرید ابزار شروع شود. ابتدا باید مشخص کنید دقیقاً چه فرآیندی قرار است خودکار شود.

  1. فرآیند فروش فعلی را ترسیم کنید. مشخص کنید مشتری از چه نقطه‌ای وارد می‌شود، چه مراحلی را طی می‌کند و در هر مرحله چه کسی مسئول اوست. نقاطی را که بیشترین کار دستی یا ریزش دارند شناسایی کنید.
  2. اهداف اتوماسیون را تعیین کنید. هدف می‌تواند کاهش زمان پاسخ به Lead، افزایش نرخ تبدیل، کاهش Leadهای فراموش‌شده، افزایش خرید مجدد یا کوتاه‌تر کردن چرخه فروش باشد.
  3. داده‌های موردنیاز را مشخص کنید. تصمیم بگیرید برای اجرای هر سناریو به چه داده‌هایی نیاز دارید و این اطلاعات از کجا وارد سیستم می‌شوند.
  4. اولویت‌بندی را از سناریوهای ساده شروع کنید. بهتر است در ابتدا همه فرآیند فروش را خودکار نکنید. یک یا دو سناریوی پرتکرار و قابل‌اندازه‌گیری را انتخاب کنید.
  5. ابزارهای موردنیاز را یکپارچه کنید. CRM، وب‌سایت، پلتفرم مارکتینگ اتومیشن و سایر سیستم‌ها باید تا حد امکان بتوانند داده را میان یکدیگر منتقل کنند.
  6. سناریو را آزمایش کنید. قبل از اجرای گسترده، Journey را روی بخشی از کاربران اجرا کنید و خطاهای احتمالی را بررسی کنید.
  7. KPIها را اندازه‌گیری و فرآیند را بهینه کنید. اتوماسیون پروژه‌ای نیست که یک بار راه‌اندازی و فراموش شود. رفتار مشتریان و عملکرد سناریوها باید مرتب بررسی شود.

در بازار ایران، علاوه بر طراحی فرآیند، باید محدودیت‌های کانال‌های ارتباطی، کیفیت سرویس‌دهندگان، دسترسی به پشتیبانی و امکان یکپارچه‌سازی با زیرساخت‌های داخلی نیز در انتخاب ابزار در نظر گرفته شود.

بهترین ابزارها و نرم‌افزارهای اتوماسیون فروش در ایران

«بهترین نرم افزار اتوماسیون فروش» برای همه کسب‌وکارها یکسان نیست. انتخاب ابزار باید بر اساس نوع فروش، تعداد مشتریان، ساختار تیم فروش و میزان پیچیدگی Journey انجام شود.

برای مثال، یک شرکت B2B که با تعداد محدودی قرارداد بزرگ سروکار دارد، نیاز متفاوتی از یک فروشگاه آنلاین با صدها هزار کاربر دارد.

نوع ابزارمدل قیمتامکانات کلیدیمناسب برای
زبلاینمتناسب با پلن و نیاز کسب‌وکارسگمنت‌بندی، Journey، ارتباط چندکاناله، سناریوهای رفتاری، تحلیل کمپینفروشگاه‌های آنلاین، کسب‌وکارهای دیجیتال، SaaS و برندهای دارای دیتای مشتری
CRMهای ایرانیمعمولاً اشتراکی یا بر اساس تعداد کاربرPipeline، مدیریت Lead، فرصت فروش، تسک، تماس و سوابق مشتریتیم‌های فروش B2B و فروش‌های مبتنی بر مذاکره
ERP و سیستم‌های سازمانیمعمولاً پروژه‌ای یا لایسنسسفارش، انبار، مالی، مشتری و فرآیندهای داخلیشرکت‌های متوسط و بزرگ با فرآیندهای پیچیده
ابزارهای ارتباطی مستقلمبتنی بر مصرف یا اشتراکSMS، ایمیل یا سایر کانال‌هاکسب‌وکارهایی با نیازهای ساده و تک‌کاناله

نکته مهم این است که زبلاین جایگزین همه بخش‌های CRM نیست. ارزش اصلی آن زمانی مشخص می‌شود که کسب‌وکار بخواهد رفتار مشتری را به یک اقدام خودکار تبدیل کند.

برای مثال، اگر کاربری در چند روز گذشته چند بار محصولی را مشاهده کرده یا مدت مشخصی از آخرین خرید او گذشته است، می‌توان بر اساس این رفتار یک Journey متفاوت برای او اجرا کرد.

در بسیاری از کسب‌وکارها، بهترین معماری این است که CRM مسئول مدیریت فرصت‌های فروش و ارتباط کارشناسان باشد و پلتفرم مارکتینگ اتومیشن مسئول بخش بزرگی از ارتباطات خودکار، سگمنت‌بندی و Journey مشتری شود.

اشتباهات رایج در اتوماسیون فروش و روش اجتناب از آن‌ها

یکی از اشتباهات رایج این است که کسب‌وکار قبل از اصلاح فرآیند، آن را خودکار می‌کند. اگر فرآیند فروش فعلی پیچیده یا ناکارآمد باشد، اتوماسیون فقط همان مشکل را با سرعت بیشتری تکرار می‌کند.

مشکل دوم، ساخت تعداد زیادی Journey در ابتدای کار است. پیچیدگی بیش از حد باعث می‌شود تیم نتواند عملکرد هر سناریو را به‌درستی تحلیل کند. بهتر است کار با چند سناریوی مهم آغاز شود و سپس بر اساس داده توسعه پیدا کند.

اتوماسیون بیش از حد ارتباطات نیز می‌تواند تجربه مشتری را خراب کند. هر رفتار کاربر نباید الزاماً باعث ارسال پیام شود. کنترل فرکانس ارتباط و اولویت‌بندی پیام‌ها بخش مهمی از طراحی اتومیشن فروش است.

یکی دیگر از خطاها، جدا بودن تیم فروش و مارکتینگ از یکدیگر است. اگر تعریف دو تیم از Lead مناسب، مشتری آماده خرید یا موفقیت کمپین متفاوت باشد، حتی بهترین ابزارهای اتوماسیون نیز نتیجه مطلوب ایجاد نمی‌کنند.

در نهایت، داده نامعتبر یکی از جدی‌ترین ریسک‌هاست. قبل از اجرای اتوماسیون باید مشخص شود هر داده از چه منبعی دریافت می‌شود، چگونه به‌روزرسانی خواهد شد و مسئول کیفیت آن چه کسی است.

KPIها و معیارهای سنجش موفقیت اتوماسیون فروش

برای اینکه مشخص شود اتوماسیون واقعاً به رشد فروش کمک کرده است یا خیر، باید عملکرد قبل و بعد از اجرا با KPIهای مشخص مقایسه شود.

KPIچه چیزی را نشان می‌دهد؟
Lead Response Timeسرعت پاسخ‌گویی به سرنخ جدید
Lead-to-Opportunity Rateدرصد Leadهایی که به فرصت فروش تبدیل شده‌اند
Conversion Rateدرصد کاربران یا سرنخ‌هایی که به مشتری تبدیل شده‌اند
Win Rateدرصد فرصت‌های فروش موفق
Sales Cycle Lengthمدت‌زمان لازم برای تبدیل Lead به مشتری
Follow-up Rateدرصد Leadهایی که در زمان تعیین‌شده پیگیری شده‌اند
Revenue per Leadدرآمد متوسط ایجادشده از هر Lead
Repeat Purchase Rateنرخ خرید مجدد مشتریان
Customer Reactivation Rateدرصد مشتریان غیرفعالی که دوباره فعال شده‌اند
Automation Coverageسهم فعالیت‌هایی که به‌صورت خودکار انجام می‌شوند

برای مثال، اگر قبل از خودکارسازی فروش میانگین پاسخ‌گویی به Lead چند ساعت بوده و بعد از اجرای سیستم به چند دقیقه کاهش پیدا کرده باشد، می‌توان اثر مستقیم اتوماسیون را مشاهده کرد.

اما نباید فقط به تعداد پیام یا تعداد Journey اجراشده نگاه کرد. موفقیت واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که اتوماسیون روی نرخ تبدیل، درآمد، طول چرخه فروش یا تجربه مشتری اثر بگذارد.

اتوماسیون فروش و اتوماسیون بازاریابی چگونه در کنار هم کار می‌کنند؟

مرز بین بازاریابی و فروش در بسیاری از کسب‌وکارهای دیجیتال کمتر از گذشته شده است. مشتری قبل از صحبت با کارشناس فروش، ممکن است چندین بار با وب‌سایت، تبلیغات، ایمیل‌ها و محتوای برند تعامل داشته باشد.

اتوماسیون بازاریابی کمک می‌کند این رفتارها ثبت شوند و کاربر تا رسیدن به نقطه مناسب در Journey حرکت کند. زمانی که کاربر شرایط مشخصی پیدا می‌کند، می‌تواند به مرحله فروش منتقل شود.

از طرف دیگر، داده‌های بعد از خرید نیز اهمیت دارند. فرآیند فروش با اولین خرید تمام نمی‌شود. بازگشت مشتری، Cross-sell، Up-sell و افزایش خرید مجدد می‌توانند بخشی از یک سیستم یکپارچه باشند.

در چنین مدلی، پلتفرمی مثل زبلاین می‌تواند بخش ارتباطات رفتاری و Journey مشتری را مدیریت کند و به کسب‌وکار اجازه دهد پیام‌ها را بر اساس داده، به‌جای حدس و ارسال عمومی، اجرا کند.

جمع‌بندی؛ آیا کسب‌وکار شما به اتوماسیون فروش نیاز دارد؟

اگر تعداد Leadها کم است و فرآیند فروش بسیار ساده‌ای دارید، شاید هنوز نیازی به یک سیستم پیچیده اتوماسیون نداشته باشید. اما وقتی حجم مشتریان افزایش پیدا می‌کند، کانال‌های ارتباطی بیشتر می‌شوند و تیم دیگر نمی‌تواند همه مراحل را دستی مدیریت کند، اتوماسیون فروش اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

هدف از Sales Automation این نیست که همه‌چیز را به ربات بسپاریم. هدف این است که نرم‌افزار کارهای تکراری را انجام دهد و انسان در بخش‌هایی حضور داشته باشد که قضاوت، مذاکره، خلاقیت و شناخت مشتری اهمیت دارد.

برای کسب‌وکارهای دیجیتال، اتصال داده‌های رفتاری مشتری به سگمنت‌بندی، Journey و ارتباط چندکاناله می‌تواند یکی از مهم‌ترین بخش‌های این مسیر باشد.

اگر می‌خواهید ببینید زبلاین چطور می‌تواند در فرآیندهای فروش، بازگشت مشتری و افزایش خرید تکراری کسب‌وکار شما استفاده شود، می‌توانید درخواست دمو ثبت کنید.

جستجو در بلاگ

  • نتیجه ای یافت نشد