عمومی

نمونه‌کاوی بایرن مونیخ؛ تجربه شخصی‌سازی هوادارن یک باشگاه فوتبال با مارکتینگ اتومیشن

پانته آ 2 شهریور 1405 7 دقیقه مطالعه
نمونه‌کاوی بایرن مونیخ؛ تجربه شخصی‌سازی هوادارن یک باشگاه فوتبال با مارکتینگ اتومیشن

بایرن مونیخ فقط یک باشگاه فوتبال نیست؛ یک برند جهانی با میلیون‌ها هوادار در کشورهای مختلف است. برای چنین برندی، ارتباط با مخاطب فقط به روز مسابقه محدود نمی‌شود. هوادار ممکن است از داخل ورزشگاه تیم را دنبال کند، از خانه بازی را ببیند، خبرها را بخواند، از فروشگاه آنلاین خرید کند یا از طریق ایمیل، پیامک و تبلیغات دیجیتال با باشگاه در ارتباط باشد.

در چنین مقیاسی، چالش اصلی این نیست که «چطور پیام بیشتری بفرستیم؟» بلکه این است که چطور برای هر هوادار، تجربه‌ای مرتبط‌تر و شخصی‌تر ساخته شود. تجربه بایرن مونیخ نشان می‌دهد مارکتینگ اتومیشن در صنعت ورزش و سرگرمی می‌تواند از یک ابزار ارسال پیام، به زیرساختی برای ساخت ارتباط هوشمند با هواداران تبدیل شود.

چالش بایرن مونیخ چه بود؟

بایرن مونیخ با جامعه‌ای بسیار گسترده از هواداران فعلی و علاقه‌مندان جهانی روبه‌روست؛ مخاطبانی که از نظر زبان، موقعیت جغرافیایی، علاقه، رفتار خرید، کانال ارتباطی و سطح تعامل، شبیه هم نیستند.

از طرفی، انتظارات هواداران هم تغییر کرده است. نسل‌های جدید فقط نمی‌خواهند نتیجه بازی را بدانند؛ آن‌ها تجربه‌ای شخصی‌تر، سریع‌تر و مرتبط‌تر می‌خواهند. برای یک هوادار، شاید خبرهای روز مسابقه مهم باشد؛ برای دیگری محصولات فروشگاه آنلاین؛ برای گروهی دیگر، محتوای اختصاصی، پیشنهادهای مرتبط یا یادآوری درباره محصولات مورد علاقه.

چالش اصلی بایرن مونیخ این بود که بتواند ارتباط با هواداران را در حجم بالا، اما با حس ارتباط یک‌به‌یک مدیریت کند؛ یعنی پیام‌ها نه عمومی و یکسان، بلکه بر اساس علاقه، رفتار و کانال ترجیحی هر هوادار طراحی شوند.

چرا داده هواداران اهمیت پیدا کرد؟

در باشگاهی مثل بایرن مونیخ، هر تعامل هوادار می‌تواند یک سرنخ باشد: بازدید از سایت، عضویت در خبرنامه، خرید از فروشگاه، علاقه به یک نوع محتوا، تعامل با پیام‌ها یا حتی رها کردن سبد خرید.

اما داده زمانی ارزشمند می‌شود که از حالت پراکنده خارج شود. اگر اطلاعات هوادار در کانال‌های مختلف جدا از هم باقی بماند، تیم مارکتینگ نمی‌تواند تصویر کاملی از او داشته باشد. برای چنین باشگاهی، داشتن زیرساختی که بتواند داده‌های پراکنده هواداران را به هم متصل کند، یک نیاز جدی است.

این دقیقاً همان نقطه‌ای است که مارکتینگ اتومیشن از ارسال پیام ساده فراتر می‌رود. وقتی داده‌های رفتاری و تعاملی کنار هم قرار می‌گیرند، برند می‌تواند بفهمد هر کاربر به چه چیزی علاقه دارد، در چه مرحله‌ای از ارتباط با برند قرار گرفته و چه نوع پیامی برای او مناسب‌تر است.

بایرن مونیخ چه راه‌حلی اجرا کرد؟

بایرن مونیخ برای ساخت تجربه دیجیتال بهتر، ابتدا سراغ ایجاد یک دید یکپارچه از هواداران جهانی خود رفت. این باشگاه با استفاده از یک زیرساخت اتوماسیون و مدیریت ارتباط با مخاطب، تلاش کرد داده‌های هواداران را بهتر به کار بگیرد و کمپین‌های شخصی‌سازی‌شده‌تری طراحی کند.

این کمپین‌ها فقط به یک کانال محدود نبودند. بایرن مونیخ توانست از کانال‌هایی مثل ایمیل، پیامک، تبلیغات دیجیتال و سایر نقاط ارتباطی استفاده کند تا هواداران را در همان کانالی که برایشان مناسب‌تر است، درگیر کند.

هدف این بود که هر هوادار، تجربه‌ای نزدیک‌تر به علاقه و رفتار خودش دریافت کند؛ نه صرفاً یک پیام عمومی برای همه. در این مدل، داده‌های هواداری، رفتار خرید، علایق و تعاملات قبلی به تیم مارکتینگ کمک می‌کنند تا محتوای مرتبط‌تر، پیشنهاد دقیق‌تر و مسیر ارتباطی مناسب‌تری طراحی کند.

چه سناریوهایی برای هواداران اجرا شد؟

بخش جذاب این نمونه‌کاوی این است که بایرن مونیخ فقط به خبرنامه عمومی یا ارسال پیام‌های مناسبتی اکتفا نکرد. سناریوهای ارتباطی باشگاه به رفتار واقعی هوادار نزدیک‌تر شدند.

برای مثال، اگر هواداری محصولی را در فروشگاه آنلاین دیده یا در لیست علاقه‌مندی‌ها گذاشته باشد، می‌توان پیام مرتبط‌تری برای او طراحی کرد. اگر سبد خرید را رها کرده باشد، می‌توان او را با یک یادآوری هدفمند به مسیر خرید برگرداند. اگر روز مسابقه نزدیک باشد، می‌توان محتوای مرتبط با همان موقعیت را برای گروه مناسب از هواداران ارسال کرد.

سناریوهای مهم این نمونه‌کاوی عبارت‌اند از:

سناریوکاربرد برای بایرن مونیخ
خبرنامه شخصی‌سازی‌شدهارسال محتوای مرتبط‌تر بر اساس علاقه هواداران
سبد خرید رهاشدهیادآوری به هوادارانی که خرید خود را کامل نکرده‌اند
Wishlistارتباط با هوادارانی که محصولی را به علاقه‌مندی‌ها اضافه کرده‌اند
پیشنهاد محصولنمایش پیشنهادهای مرتبط بر اساس علاقه و رفتار کاربر
محتوای روز مسابقهارسال خبر، محتوا یا پیام مرتبط با روز بازی
ارتباط چندکانالهاستفاده از ایمیل، پیامک، تبلیغات و سایر کانال‌ها برای تجربه یکپارچه

نکته مهم این است که در چنین مدلی، هر پیام از یک رفتار، علاقه یا موقعیت خاص شروع می‌شود. یعنی باشگاه به جای اینکه همه هواداران را یکسان ببیند، تلاش می‌کند تجربه هر گروه را متناسب‌تر طراحی کند.

نتیجه این نمونه‌کاوی چه بود؟

در این نمونه‌کاوی، تمرکز اصلی بیشتر روی بهبود زیرساخت ارتباط با هواداران و شخصی‌سازی تجربه آن‌هاست، نه ارائه عددهای دقیق درباره رشد درآمد یا نرخ تبدیل.

نتیجه اصلی این پروژه در سطح تجربه هوادار و بلوغ ارتباط دیجیتال دیده می‌شود. بایرن مونیخ توانست با کمک داده، اتوماسیون و ارتباط چندکاناله، مسیر شخصی‌سازی ارتباط با میلیون‌ها هوادار را جدی‌تر دنبال کند.

این باشگاه با استفاده از داده‌های تعامل هواداران در کانال‌های مختلف، می‌تواند تصویر کامل‌تر و پویاتری از علاقه‌مندی‌ها و رفتار مخاطبان خود بسازد. به همین دلیل، این نمونه‌کاوی بیشتر از اینکه درباره یک عدد فروش باشد، درباره بلوغ زیرساخت ارتباط با مخاطب است؛ اینکه یک برند بزرگ چطور داده، کانال و محتوا را کنار هم می‌گذارد تا تجربه هواداران را در مقیاس جهانی شخصی‌سازی کند.

درس بایرن مونیخ برای برندها چیست؟

اولین درس این است که مخاطبان وفادار هم به ارتباط عمومی و تکراری نیاز ندارند. حتی هواداران یک باشگاه محبوب، علایق و رفتارهای متفاوتی دارند. یک نفر ممکن است بیشتر به اخبار تیم علاقه‌مند باشد، دیگری به خرید محصولات رسمی و دیگری به محتوای روز مسابقه.

درس دوم این است که شخصی‌سازی بدون داده یکپارچه ممکن نیست. تا وقتی رفتار و تعامل مخاطب در سیستم‌های جداگانه پخش باشد، تیم مارکتینگ تصویر دقیقی از او ندارد. اما وقتی داده‌ها به هم متصل شوند، طراحی پیام، پیشنهاد و Journey دقیق‌تر می‌شود.

درس سوم هم اهمیت اومنی‌چنل بودن است. هوادار فقط در یک کانال با برند در ارتباط نیست. ممکن است ایمیل را بخواند، پیامک بگیرد، وارد سایت شود، محصول ببیند یا از طریق تبلیغات دوباره با برند مواجه شود. تجربه خوب زمانی ساخته می‌شود که این کانال‌ها جدا از هم عمل نکنند.

زبلاین اینجا چه کمکی می‌کند؟

منطق این نمونه‌کاوی فقط مخصوص باشگاه‌های ورزشی نیست. هر کسب‌وکاری که با تعداد زیادی مشتری، کاربر یا مخاطب در ارتباط است، با مسئله مشابهی روبه‌رو می‌شود: چطور برای آدم‌های مختلف، پیام‌های متفاوت و مرتبط بسازد؟

با استفاده از کانال‌هایی مثل ایمیل، پیامک، پوش نوتیفیکیشن و پیام‌های درون‌سایتی، برند می‌تواند ارتباطش را از حالت عمومی خارج کند و به سمت ارتباط دقیق‌تر، قابل‌اندازه‌گیری‌تر و متناسب با رفتار مشتری ببرد.

جمع‌بندی

نمونه‌کاوی بایرن مونیخ نشان می‌دهد مارکتینگ اتومیشن فقط برای فروشگاه‌ها یا اپلیکیشن‌های خرید نیست. حتی یک باشگاه فوتبال جهانی هم برای ساخت تجربه بهتر هواداران، به داده، شخصی‌سازی و ارتباط چندکاناله نیاز دارد.

بایرن مونیخ با تمرکز بر شناخت بهتر هواداران، اتصال داده‌ها و طراحی کمپین‌های اومنی‌چنل، تلاش کرد تجربه‌ای بسازد که برای میلیون‌ها هوادار جهانی، همچنان حس ارتباط شخصی و نزدیک داشته باشد.

برای برندهای دیگر هم پیام روشن است: وقتی مخاطبان زیاد می‌شوند، ارتباط عمومی دیگر کافی نیست. باید بدانید هر مخاطب چه می‌خواهد، در چه کانالی فعال است و چه پیامی برایش مناسب‌تر است. این همان جایی است که مارکتینگ اتومیشن از یک ابزار ارسال پیام، به بخشی از استراتژی تجربه مشتری تبدیل می‌شود. برای آشنایی بیشتر با قابلیت‌ها و ویژگی‌های زبلاین برای کسب و کار شما، درخواست دمو ثبت کنید.

جستجو در بلاگ

  • نتیجه ای یافت نشد